نیمه تاریک علیه کمال‌گرایی

حتما شما هم با شنیدن واژه نیمه تاریک، یاد کتاب نیمه تاریک وجود دبی فورد می‌افتید. کتاب دبی فورد یکی از بهترین کتاب‌ها درباره شناخت سایه‌ها و روش‌های شناخته شده یونگ در این زمینه است. اگرچه تخصصی در زمینه روانشناسی و روانکاوی یونگ ندارم اما چیزی که مرا به با این عنوان پیوند داد، کمال‌گرایی شایعی بود که هم در خودم و هم در بسیاری از افراد دور و برم می‌دیدم، هراسی قابل لمس و مشاهده نسبت به هر آنچه ناکامل و ناقص است و تلاش و اضطرابی فلج کننده برای نادیده‌ گرفتن آن.
راهنمای آماری تشخیص اختلالات روانی (DSM) هم وقتی از کمال‌گرایی صلب یا Rigid Perfectionism نام می‌برد چنین توضیح می‌دهد: «تلاش پیوسته و انعطاف‌ناپذیر برای اینکه همه‌چیز بدون ایراد باشد، هیچ مشکل و خطایی وجود نداشته باشد، استفاده از این قضاوت سخت‌گیرانه در مورد خود و دیگران، قربانی کردن موقعیت مناسب به نفع موقعیت کامل و بی‌نقص است، باور به اینکه فقط یک‌راه درست برای انجام هر کاری وجود دارد، سخت بودن در تغییر دیدگاه‌های خود، توجه بیش‌ازحد به جزییات و نظم و ساختار، از مشخصات این نوع از کمال‌گرایی است.» اگرچه کمال‌گرایی را می‌توان به دو شکل بارز آن یعنی کمال‌گرایی منفی و کمال‌گرایی مثبت تقسیم کرد اما ما بیشتر با کمال‌گرایی منفی سروکار داریم که زمینه افسردگی را فراهم می‌کند و شخص را از رسیدن به اهداف خود بازمی‌دارد.
این کمال‌گرایی ظریف و منفی مانع از حرکت و دیدن واقعیات موجود است. کمال‌گرایی برخلاف اسم قشنگش نوعی نقصان‌گرایی است زیرا قادر به دیدن کل نیست و می‌خواهد هیچ بخش ناقصی در کار نباشد در حالی‌که بخش‌های نقص‌دار دقیقا همان‌جاهایی هستند که ما را به رشد می‌رساند همان‌گونه که هر رویشی از دل تاریکی آغاز می‌شود و به روشنایی راه خود را پیدا می‌کند.
قدرت پذیرش و دیدن بخش‌های تاریک وجود فردی و جمعی ما راهی برای فراتر رفتن از چیزهایی است که از وجود آن‌ها خرسند نیستیم اما دیدن این موانع در مرحله اول و سپس شناخت و درک نکات مثبت و منفی آن‌ها گام بعدی برای عبور از آن‌هاست.
به این ترتیب و با گذر زمان به ضرورت دیدن وجه‌های مختلف کمال و نقصان در کنار یکدیگر رسیدم و اینکه هر پدیده‌ای در جهان هستی از دو جز تشکیل شده که بدون آن تعریف بخش دیگر ناقص است، بدون تاریکی، روشنایی معنایی نخواهد یافت و بدون روز، شب و بدون نقصان، کمال.
جهان از دوگانه‌ها برساخته شده است و اگر چشممان را به روی یکی ببندیم دیگری را نقض کرده‌ایم.

زیبا مغربی

علاقمند به شناخت نیمه تاریک درون، مترجم، روزنامه‌نگار، فعال در حوزه تولید محتوا

مطالب مرتبط

۲ دیدگاه‌

  1. کمالگرایی آفتی است مهلک.
    در عین حال که به نظر خیلی از انسانها، کمال گرایی باعث پیشرفت است ولی واقعیت این نیست.
    انسان کمال گرا همیشه در شک و تردیدِ عمل کردن است چون هنوز برنامه ها و منطقی او با هم در یک راستا قرار نگرفته اند.
    به نکته خیلی خوبی اشاره کردید.

    پیروز باشید

    • زیبا مغربی گفت:

      ممنونم از همراهی‌تون
      با صحبت‌هاتون موافقم و هر چقدر از کمال‌گرایی و معضلاتش صحبت کنیم بازهم به نظرم کم گفتیم.

      شاد باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *