نوشتن

نوشتن هراسناک است، نوشتن، دادن اختیار از کف و سپردن خود به نیرویی است که نمی‌دانی چیست.

از نوشتن می‌ترسم، از انگشتان دستم، از وقتی که قلم به دست می‌گیرم یا زمانی که مثل الان روی صفحه کلید آن‌ها را به حرکت درمی‌آورم از اشتیاقی که از جایی پنهان به دستانم منتقل می‌شود و آنقدر قوی است که انگار می‌خواهد تا آخر دنیا بنویسد. همه این‌ها مرا وامی‌دارد که بترسم.

از نوشتن می‌ترسم چون شبیه سفر کردن است، سفری بلند به نقطه‌ای غریب‌ که وقتی از آن بازمی‌گردی دیگر شبیه به خودت نیستی. وقتی کوله‌ات را زمین می‌گذاری و به چهره آفتاب سوخته‌‌ات در آینه نگاهی می‌اندازی، می‌بینی که همان نیستی که کوله‌ات را جمع کردی. آدم دیگری هستی که از نو به خانه‌ات پا گذاشته‌ای. نوشتن، مواجهه با خویشتن است، دیدار چهره‌ای که سال‌هاست ندیده‌ای و نمی‌دانی چه شکلی پیدا کرده، نوشتن درک لحظه‌های رفته است، درک آنی است که شده‌ای و نمی‌شناسی‌اش.

از نوشتن می‌ترسم چون شبیه عشق است، حرارتی که تو را برمی‌انگیزاند بی‌آنکه بدانی که چه می‌کنی، جوششی است از درون به بیرون  که می‌تواند بخنداندت و می‌تواند اشک از چشم‌هایت سرازیر کند و زلزله‌ای شود در روزمرگی‌هایت.

از نوشتن می‌ترسم چون ترد است و نرم مثل نوزادی تازه متولد شده، مثل حیات دوباره، مثل زمانی که بهار می‌آید و درخت را نوازش می‌کند و ریشه‌ها شروع می‌کنند به جنبیدن، جنبشی از ریشه به تنه و از تنه به شاخه. شاخه‌هایت جان می‌گیرند و تو کلمات زیبا را بر ساقه دستانت جوانه می‌زنی و  شکوفه می‌دهی و در همان حال سخت است، مثل مثل زمستان و خشکیدگی مثل سیلی‌های یک دریای طوفانی، مثل آتشفشانی نیمه خاموش که گاه و بی‌گاه تکانی می‌خورد و هشدار می‌دهد که روزی گذاره‌هایش را بیرون خواهد ریخت، مثل سیلی ویرانگر که امکان دارد تو را ببرد به ناکجاآباد هستی.

از نوشتن می‌ترسم چون عین رنج است، رنج زایمان، زایمان چیزی که در وجودت تنیده‌ و تو باید آن را از خود جدا کنی و بگذاری که بیاید بیرون  و در کنار تو یا بدون تو به زندگی‌اش ادامه دهد.

از نوشتن می‌ترسم چون عین اعتیاد است، سلول‌هایت را به خودش عادت می‌دهد، می‌بردت به سرزمین‌هایی که آرزویشان را داری، آدم‌هایی که دوستشان داری و بعد از تو می‌خواهد که ترکش کنی، دانه دانه سلو‌ل‌هایت را می‌برد و می‌آورد و بعد می‌بینی که سرگشته پشت میز نوشتن هستی و نمی‌دانی باید به کدام دنیا باور داشته باشی و به آن دل ببندی. نوشتن قدرت خلق است اما قوی‌تر از توست. اوست که ترا خلق می‌کند و تو فقط باید پذیرای آن باشی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *